مصلحت
تا اینکه جوابمو توی کتاب "فاطمه،فاطمه است." دکتر شریعتی گرفتم.فکر کردم شاید برای شما هم جالب باشه.
"مصلحت" : "این" تازیانه ی شومی که همیشه بر گرده ی "حقیقت" می نواخته اند!
مصلحت! تیغی که همواره ،زرنگ ها با آن حقیقت را ذبح می کردند ،ذبح شرعی! رو به قبله ،به نام خدا! قربانی طیب و طاهر و گوشت حلال!
وچه آسان! چه بی سر و صدا! بی آنکه کسی بفهمد، بی آنکه خفته ای بیدار شود! بی آنکه مردم برشورند، بی آنکه کسی بتواند توده را آگاه کند، بی آنکه کسی "حقایقی" را که در زیر ضربه های صدای "مصالح" خفه می شوند و خاموش می میرند و فراموش می شوند تشخیص بدهد ، و بالاخره بی آنکه هیچ تلاشی ،ناله ای ،فریادی ،اعتراضی، بتواند حقیقت را نجات بخشد و در برابر قدرتی که به سلاح "مصلحت پرستی" مسلح است کاری کند.
"وقتی زور جامه تقوی می پوشد ،بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید."
فاجه ای که قربانیان خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانش یکایک و اخلافش همه!
خدایا